قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3104

تاريخ الفي ( فارسى )

ابتداى دولت ايشان در سنهء ستّ و ستّين و ثلثمائه [ - 366 ] بود . و چون ملك شهاب الدّين بر لاهور و آن حدود مستولى شد ، رئوس منابر آن ديار را به القاب برادر كلان خود ملك غياث الدّين مزيّن ساخته ، « 1 » خطبه و سكّهء او را در آن بلاد رايج گردانيد . و خود باز به جانب غور مراجعت كرد . و چون هردو برادر به‌هم رسيدند ، صلاح در آن ديدند كه ولايت خراسان را متصرّف شوند . بنابراين ، با لشكرى آراسته متوجّه هرات شدند . تركان سنجرى بعد از محاصرهء دور و دراز از محاصرهء ايشان ، عاجز آمده ، بعد از گرفتن امان ، شهر هرات را تسليم ايشان نمودند . ملك غياث الدّين ايالت شهر هرات را به خزنك غورى ارزانى داشت و خود به اتّفاق برادر خود ، شهاب الدّين ، متوجّه مدينهء فوشنج « 2 » شده ، آن شهر را نيز فتح نمودند . همچنين ولايت بادغيس و كالين و دينوار « 3 » و نعشور و پنج ديه را نيز در همين يورش فتح كردند . و نيز در همين يورش مرورود را كه الحال به مرغاب اشتهار دارد ، به حوزهء تصرّف خود درآوردند . و ملك غياث الدّين به جانب فيروزكوه رفت و برادر خود ، ملك شهاب الدين ، را رخصت غزنين فرمود . ملك شهاب الدّين بعد از استراحتى چند روز در غزنين متوجّه بلاد هند شد و از مولتان گذشته به آچه « 4 » رفت . در آنجا راجه‌اى بود بسيار باقوّت و شوكت . ملك شهاب الدّين او را محاصره نمود . و چون ملك غياث الدّين ديد كه به جنگ مغلوب ساختن آن راجه ممكن نيست ، كس پيش زن آن راجه - كه كمال تغلّب و تسلّط بر شوهر خود داشت - فرستاده ، او را بفريفت و به وى وعده داد كه اگر به سعى او اين شهر فتح شود او را به عقد خود درآورده ، در سلك زنان خود منتظم گرداند . زن راجه جواب داد كه « مرا لياقت شوهر نمانده ، امّا مرا دخترى است در كمال حسن و لطافت . اگر ملك قبول كند كه دختر ما را زن كند و بعد از گرفتن اين ولايت ، در اموال و اسباب ما طمع ننمايد ، من شرّ اين راجه را از وى دفع مىنمايم . » ملك شهاب الدّين قبول كرد . پس آن زن نابكار شوهر خود را به زهر هلاك گردانيد و شهر را به ملك شهاب الدّين غورى تسليم نمود . ملك شهاب الدّين به وعدهء خود وفا كرد و دختر آن راجه را در سلك ازدواج خود درآورد و او را با مادرش به غزنى فرستاد تا آن دختر كلام اللّه خواندن و نماز و روزه ياد گيرد . اتّفاقا در اثناى راه مادر آن دختر فوت شد و بعد از ده سال دختر نيز فوت شد . و ملك شهاب الدّين در اين مدّت هرگز آن دختر را پيش خود نطلبيد و با او صحبت نداشت ؛ چه ، از حزم ملوك دور است كه دختر كسى را كه بر قتل او اقدام نمودند ، محرم خود گردانند . « 5 »

--> ( 1 ) . و ملقب به غياث الدّين و الدّنيا معين الاسلام ، و قسيم امير المؤمنين گرديد . ( 2 ) . در نزديكى هرات ( 3 ) . الكامل ، بيوار . ( 4 ) . الكامل : آجره . ( 5 ) . به گزارش ابن اثير ، پس از درگذشت اين دختر ، شهاب الدّين برايش آرامگاهى ساخت . . . و مردم غزنه قبر او را زيارت مىكنند - الكامل ، ج 11 ، ص 172 .